مرتضى مطهري

227

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

حرف او را ساكت و خاموش مىكردند كه آنچه مىشود مقدّر و مرضىّ خداست و نبايد هيچ دم زد ، آمنّا بالقدر خيره و شره . معلوم مىشود امويين از اين اصل توحيدى ( توحيد افعالى ) سوء استفاده مىكردند . استنتاج آنها از « آمنا بالقدر » رفع مسئوليت از بشر بود ، مصداق * ( كلمة حق يراد بها الباطل ) * بود . مىگويد : . در زمان حجاج ، معبد جهنى كه از تابعين بود و بسيار دلير و راستگو بود يك روز از استاد خود حسن بصرى پرسيد : اينكه از طرف بنى اميه مسئلهء قضا و قدر را پيش مىكشند تا كجا اين حرف راست و درست است ؟ او گفت : اينان دشمنان خدا هستند و دروغ مىگويند . حسن بصرى توضيح نداده كه مقصودش انكار عموميت تقدير است و يا مىخواهد بگويد عموميت تقدير رفع مسئوليت نمىكند و مستلزم جبر نيست ، و چنان كه گفتيم نكتهء اصلى اينجاست . قابل توجه اين است كه در قديمترين احاديث شيعه به اين نكته توجه شده كه از طرفى عموميت تقدير تأييد شده و از طرف ديگر عقيدهء جبر رد شده و مسئوليت و تكليف تثبيت شده ، چنان كه حديث معروف حضرت امير كه از صفين برگشته بود و مورد پرسش قرار گرفت مؤيد اين معنى است . رجوع شود به صفحه . . . نمره . . . در صفحهء 16 مىگويد : . شهرستانى فرق كلاميه را به سبك خاصى ( مبتنى بر مسائل عقلى نه نقلى ) تقسيم كرده به اين ترتيب : . 1 . اثبات و نفى صفات الهى . 2 . جبر و قدر